فقط توای.من معنی زندگیرو زیبایی زندگیرو از وقتی
تو اومدی تو زندگیم حس میکنم.اونقدر خوب و پاکی
که بعضی وقتا نمیدونم چه جوری بدیهایی که بهت
میکنم و جبران کنم.فقط میتونم بگم پیشی کوچولوتو
به خاطر بچگی هاش ببخش![]()
خیلی اقاییی خیلییییییییییییییییییییییییییییی
زندگیه من میمیرم برات
به آن اندازه که نه می توانم بگویم
نه می توانم بنویسم
و نه می توانم ابرازش کنم
پس تو با قلبت که دریایی بیکران است،احساسش کن.
اشکان توروخدا زنگ بزن
اشتباه کردم هرچی گفتم
ببخشید ببخشید ببخشید
میخوام به حرفت گوش بدم واسه همین
نمیتونم زنگ بزنم
اشکان هنوز دلت برام تنگ نشده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اشکان دلم واسه پیشی گفتنات تنگ شده
خواهش میکنم زنگ بزن اشکان دارم دق میکنم زنگ بزن
اشکان من بدون تو میمیرم چقد بگم؟؟؟؟؟؟؟
توروخدا زنگ بزن توروخداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
آخه یه کم فکر کردم دیدم این روزا اشکان سرش
شلوغه و اینترنت پرسرعت نداره که بیاد تو وبلاگ
واسه همین تصمیم گرفتم بیام و دوباره بنویسم
واسه دل خودم و عشقم.بنویسم که هیچ وقت نمیدونه
چقد عاشقشم چقد میمیرم براش.شاید شاید وقتی
باهاش زندگی کنم و همیشه پیشم باشه
اون موقع اندازه عشقمو درک کنه.روزای سختی دارم
اونقد دلم برا اشکان تنگ شده که شب تا صبح گریه میکنم
به اشکان نمیگم اخه وقتی میگم میگه تو دوس داری غصه بخوری
فکر میکنم خیلی تنهام خیلی زیاد حرفای دلمو هیشکی نمیفهمه
حتی وقتی مینویسمم یه کم اروم میشم حس میکنم کسایی
هستن که حرفامو میشنون.اشکان جونم با اینکه دوست دارم هام
واست تکراری شده ولی بازم میگم بیشتر از همیشه
و بیشتر از همه دوست دارم باور کن![]()
همه دنیام توای اشکان
همه دلخوشیم توای
فقط تو
هیچکی نمیتونه بفهمه که صدام از چی گرفته
هیچکی نمی مونه تا با من تووی راهم همسفر شه
آخه میترسه که با من, با دلِ من در به در شده
چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمی نویسه
هیچکی نمیدونه که قلبم تا حالا چند دفه شکسته
هیچکی نمیدونه سر راه اون تا حالا چند دفه نشسته
اینجوری بنویسم.
وقتی این وبلاگو شروع کردم به نوشتن این
اقا اشکان ما تقریبا میشه گفت هیچ حسی به
من نداشت ولی از خدا پنهون نیس از شما
چه پنهون من دوسش داشتم به خاطر همین زیاد
نمیتونستم احساساتم بهش بگم این شد که
اومدم این وبو درست کردم واسه اقا اشکان
که بدونه چقد دوسش دارم.اون موقع ها اشکان
خیلی کم به وبم سر میزد ولی من همچنان
براش مینوشتم چون دوسش داشتم هروقت اپ
میکردم خودم بهش میگفتم برو ببین اونم
بی معرفتی نمیکردومیومد![]()
ولی بعدانا که اونم مث خودم عاشق شد
درد عاشقی رو فهمید این وبلاگ شد
مال جفتمون هم اون برام نوشت هم من
براش نوشتم ومن خیلی خوشحال بودم تا
اینکه چند وقت پیش دیگه اشکان نیومد
به وبمون سر بزنه اصلا دیگه ازم نمیپرسه
چرا اپ نمیکنی؟شما بودین ناراحت نمیشدین؟
منم نمیخوام این موضوع رو بهش بگم میخوام هروقت
اومدو یادی از این وبمون کرد خودش بفهمه
ومن تا اون موقع دیگه اپ نمیکنم.
اخه مگه من این وبو واسه کی مینویسم؟
واسه عشقم ولی وقتی میبینم حتی
یه نگاه هم به نوشته هام نمیکنه حتی یه
نظر خشک وخالی هم نمیده که منم دلخوش
باشم که عشقم نوشته هامو میخونه خوب
دلسرد میشم دیگه.
به هر حال تا اطلاع ثانوی من دیگه اپ نمیکنم
راستی اینم بگما:من و اشکان جونم همدیگرو
دوست داریم ولی من ازش دلگیرم.
عشق من خیلی دوست دارم![]()
![]()
به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه
همیشه یه نفر میره ادم رو تنها میذاره
میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا میذاره
همیشه یه دل غریب یه گوشه تنها میمونه
یکی مسافر و یکی غریب این ور دنیا میمونه
دلم نمیاد که بگم بخاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون
بمون برای کوچه ای که بی تو لبریزه غمه
ابری تر از اسمونش ابرای چشمای منه
بالاخره ۲۲ شهریور رسید
وای خدا چقدر دلم امشب تنگه
دلتنگه فردام فردا وقتی که از اشکانم اون
لحظه های آخر جدا میشم
بدون اینکه بتونم یه دل سیر ببینمش
آخه اشکان فردا قراره با باباو خالش بیان خونه ما
نمیدونم اسمشو چی بذارم
خواستگاری آشنایی یا شروع یه دل تنگی دیگه
اشکان الان تو ترمینال قراره ساعت ۱۱ حرکت کنن
خیلی وقت بود منتظر امروز بودم که برسه ولی
الن یه دلتنگی عجیبی دارم همش میخوام گریه کنم
اخه شما که نمیدونین من چقد اشکانمو دوست دارم
اگه بدونین تو این روزا چقد سختی کشیدیم؟
خونواده اشکان راضی نمیشدن.
۱۸ ماه رمضون شب قدر نرفتم عذاداری
عوضش یه نیم ساعتی پشت تلفن از تح دل گریه کردیم
بعدشم من تا خود صبح اروم اروم بدون اینکه کسی
هق هق گریمو بشنوه اشک ریختم.
خدا کمکمون کن فردا موقع جدایی زیاد سختی نکشیم
خدا خودت میبینی که این روزا چقد سختی کشیدیم
اشکان بغض خفم میکنه چرا من اینجوری شدم؟
اشکان؟
تو بازم برمیگردی اره؟
تو منو تنها نمیذاری مطمئنم.
اون از خدحافظی ۲ ماه پیش تو دادگاه
اینم از سلام فردا که میخوام تو دادگاه بهت بدم
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااا دلم خیلی غصه داره
امشب کمکم کن امشب که شب قدره.
اشکان منتظر اومدنتم زود بیا.
به نام خدای عشق و دلبستگی
امروز تولد پاکترین موجود هستی را بر بلند ترین قله های عشق فریاد میزنم
امروز بهترین هدیه ی دنیا را به بهترین مخلوق هستی هدیه میکنم
امروز زیباست.............
کاش هر روز برایم امروز بود.

![]()
اشکان عزیزم تولدت مبارک 
خوش اومدی ستاره اگر چه از راه دور هیچ فایده ای نداره
شمعا رو روشن بکنو به جام دو تا رو فوت کن
نمی شه پیشت باشم فقط برام سکوت کن
تو این روز طلایی نگو کمی غم داری بدون که دیوونه ای به اسم سولی داری
تولد سال بعدخودم رو میرسونم هر چی تولد باشه دیگه پیشت میمونم
گونه های ناز تو با عطر یاس میبوسم
خواستم بیام کنارت اما اونا نذاشتن چون از تولد تو انگار خبر نداشتن
تو دلت مث دریاست هزار تا آرزو کن با من عاشق از دور بخون و گفتو گو کن
این روز خوب می مونه همیشه توی تاریخ
چی کار کنم ستاره تنها توی اتاقم با رز و شمع و میخک به عکس نازت میگم تولدت مبارک
میدونم از راه دور تبریک من قبول نیست اونم برای عشقم صاحب نمره بیست
اما خودت میدونی که چاره ای ندارم
بازم ستاره ها رو به جون این تولد قسم میدم خدا رو که سال دیگه امروز نشسته باشی پیشم
تولدت مبارک
دارم دیوونه میشم هدیه سولی تو فقط همین ترانست بدون برات میمیره گریه هاش عاشقانست
دلم میخواد بدونی تو این همه ستاره هیچ کسی قد سولی نیگاتو دوست نداره

یه آسمون گلهای یاس و میخک یه دنیا عشق و اشتیاق و پولک یه حس عاشق و یه قلب بیقرارو کوچک فقط

میخواد بهت بگه
اشکان جون تولدت مبارک
بنام خالق محبت توی یک روز گرم تابستون , توی یه نقطه قشنگ ایران, پسری خوشگل با قلبی پر از محبت و صفا به این دنیا منت گذاشت و به این دنیا آمد . آن روز قشنگترین روز سال شد . اشکان عزیزم گل قشنگم , مهربونم با یک دنیا عشق
تولدت رو تبریک میگم .

تمام سیب های دنیا را می چینم و روی پوست لطیفشان می نویسم : عزیزترینم ، تولدت مبارک دوستت دارم ! با تمام وجود و تا لحظه ای که جان در بدن هست. راستی اشکانم !!! هر چه انديشيدم هيچ هديه ای نيافتم که مانند تو بهترين باشد ... اما با تمام وجود اين شاخه های گل را تقديمت می کنم... وباز هم ميگويم : زيبا ترينم ، نازنينم ، بهترينم ... تولدت مبارک
اشکان عزیزم ؛
عزیز دلم ، عشق به تو عشق به همه خوبیهاست ، من صمیمانه به تو عشق میورزم ، و روز تولدت را همیشه جشن میگیرم و در تاریخ قلبم برای همیشه هک میکنم که بهار زندگی من روز تولد توست

اشکان عزیزم بهترين آهنگ زندگيم تپش قلب توست،و قشنگترين روزم روز ديدار توست. خيلي دوستت دارم عزيزم تولدت مبارك عشقم.

عزیزم جشن میلادت مبارک لبخند زدی و آسمان آبی شد شب قشنگ ۸شهریور مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد دوستت دارم تا همیشه 

روز تولد تو ميلاد عشق پاكه
براي شكر اين روز پيشونيم به خاكه

اینم یه کیک خوشکل برای
عشق خودم اشکان عزیزتر از جانم


![]()
![]()


یه روز از جوونیام از دست رفت ولی حالا خیلی وقته ارزو میکنم این روزا بگذره
شب که میرسه خوشحال میشم میگم به به یه روز هم گذشت
لحظه های دیدن اشکانم نزدیکتر شد اخه شما که نمیدونین دوری از عشق
اونم با وضعیت ما چقد سخته.اشکان جونم دیگه چیزی به ۲۱ شهریور نمونده.
۱۵ روز دیگه میبینمت.درسته مث دفه های قبل نمیتونم پیشت بشینم
و سرمو بذارم رو شونت ولی خوب برام همون دیدنت از فاصله دور هم قبوله
اگه بدونی چقد عطش دیدنتم.به خدا خیلی دلم برات تنگ شده.
شدم روز شمار دارم روزارو حتی ساعتارو هم میشمارم که خدا کی میرسه که من
دوباره عشقمو ببینم نگاش کنم دستام دوباره مث همیشه یخ کنه قلبم تند تند بزنه
وای خدا چقدر من اشکانو دوسش دارم چقدر میمیرم براش.
انگار زندگیم تو این مدت فقط به انتظارتو بودن خلاصه شده
انگار دیگه کاری ندارم جز اینکه روزامو شب کنم که زودی تورو ببینم.
اگه امروزم بگذره میمونه ۱۴ روز یعنی ۲ هفته دیگه میبینمت.
اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ جون گلم خیلی دوست دارم خیلی زیاد.
پس تنها دلخوشیمو ازم نگیر.شاد باش.همین![]()
ولی من دارم برات مینویسم برای روزیکه میای و اینارو میخونی
اشکان دو سه روزه بدجوری دلتنگم بدجوری هوای گریه دارم
از روزیکه رفتی یه بارم از ته دل نخندیدم
یه بار هم شاد نشدم.فقط تنها شادیم وقتایی بود که تو شاد بودی
میدونی اشکان بیشتر از همه نگران توام غصه تورو میخورم
چرا هیشکی پشتت نیست چرا هیشکی کمکت نمیکنه؟
کاش میتونستم خودم برات تکیه گاه باشم
کاش میتونستم خودم برات همه کس باشم
اشکان من هیچی ازت نمیخوام حتی عقد کردنو هم دیگه نمیخوام
فقط میخوام تو راحت باشی تو غصه نخوری تو شاد باشی
وقتی میبینم حالت گرفتس وقتی میبینم کسی نیست کمکت کنه
دلم میترکه به خدا از وقتی باهات حرف زدم بغض عین
چاقو داره گلومو میبره ولی نمیتونم گریه کنم.
چرا باید تو این همه سختی بکشی.چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
میخوام همه ی سختیهات مال من باشه
همه ی غصه هات مال خودم باشه
باشه اشکان؟
تا اخر عمرمم که شده صبر میکنم تا روزی تو کنار باشی واسه همیشه
اشکان دیگه نبینم دلت ناراحته ها.
مگه منو نداری؟مگه شریک غصه های همدیگه نیستیم؟
پس دیگه ناراحت نباش من و تو باهم شروع کردیم
تا اخرشم باهمیم هر اتفاقی که بیوفته.اینو بهت
قول میدم.
ای خدا کمکمون کن
خدا دیگه دستمون به هیچ جایی بند نیست
کم آوردیم.خدا نذار جا بزنیم
نذار این عشق ازبین بره
خدا تو که میدونی این عشق چقدر پاکه
تو که بهتر از هر کسی میدونی که من چقدر سختی کشیدم
خدا مشکل ما فقط پوله
اگه پول داشتیم هیچ کس با بهم رسیدنمون مخالفت نمیکرد.
خدا بغض داره خفم میکنه پس کی میخوای به دادم برسی؟
خدا من دیگه بدون اشکان فکر نمیکنم که خود کشی گناهه
آره من ضعیفم اره میگن خودکشی کار ضعیفاست
اره من ضعیفم من بدون اشکان هیچی نیستم
اشکان تو چرا باور نمیکنی که من فقط و فقط خودتو میخوام نه پولتو
نمیدونم چی کار کنم.سرم سنگین شده
گلوم درد میکنه
میخوام با صدای بلند گریه کنم داد بزنم بگم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
جون هر کی دوست داری اشکانو ازم نگییییییییییییییییییییییییییییییییر
خدا حالم خیلی بده
خدا چرا حرفامو نمیشنوی؟
تو که از همه بهم نزدیکتری
چرا نمیذارن بی شیله پیله زندگیمونو با عشق شروع کنیم؟
خدا کمکون کن.
دوستای من از همتون میخوام برامون دعا کنین تو بد وضعیتی هستیم
شاید خدا حرفای شمارو بشنوه.
اشکان تنهام نذار میدونم که نمیذاری.
یا شاید زیادی خواستمت
اما دست خودم نبود.
که دیگر نتوانستم بخندم
این روزها باز دلم گرفته
نه از نیامدنت..نه به خاطر نداشتنت
با وجود خیالت
که سایه به سایه با من است
خیلی تنها مانده ام
و دلم جز تو هیچ کس را نمی خواهد
تا آمدنت دردهایم را مخفی می کنم
می دانم یک روز
مرا به آغوش بزرگت راه می دهی
یک روز دست های مردانه ات
اشک هایم را کنار می زند
و من فراموش می کنم
از دیر آمدنت گلایه کنم.
از شب های تلخ دلتنگی
از حسادت انگشت های تنهایم
به تمام دست هایی که گاهی
در دست هایت گره می خوردند
می دانم یک روز
در برابر التماس کهنه ی چشم هایم
سرت را به نشانه ی تاییدپایین می آوری
پس صبر می کنم....
هرکجا باشم...
.منم و یادت،....نامت،...خیالت،..رویایت!
و قلبم با همه بیگانه خواهد ماند
قول می دهم!
لحظه ي خدافظي ، به سينه ام فشردمت
اشک چشمام جاري شد دست خدا سپردمت ...
دل من راضي نبود به اين جدايي نازنين
عزيزم منو ببخش اگه يه وقت آزردمت
گفتي به من غصه نخور ميرم و بر مي گردم
همسفر پرستوهات ميشم و بر مي گردم
گفتي تو هم مثل خودم ، غمگيني از جدايي
گفتي تا چشم هم بزني ميرم و بر مي گردم
عزيز رفته سفر کي بر مي گردي
چشمونم مونده به در کي بر مي گردي ؟
از همه چی جز تو خسته ام اشکان.ای خدا
یعنی قراره ۲۲شهریور چی بشه؟
اگه اشکان بره دیگه نمیاد
دیگه نمیاد
نمیتونه بیاد
نمیذارن بیاد
خدایا کمکم کن.
